خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر تپیدنهای دل هم دیدهای واکردنیسترقص بسمل عالمی دارد تماشاکردنیست
۲
یا به خود آتش توان زد یا دلی بایدگداختگر دماغ عشق باشد اینقدرهاکردنیست
۳
از ورقگردانی شام و سحر غافل مباشزیرگردون آئچه امروز است فرداکردنیست
۴
هرکف خاکی به جوش صدگدازآماده استیک قلم اجزای این میخانه صهباکردنیست
صفحهٔ ۱ از ۳