شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری‌ست به‌چشمم ز نم اشک اثر نیستای دل تو کجایی ‌که غبارت به نظر نیست
۲
محرومی غفلت نظری را چه علاج ‌استخلقی‌ست درین خانه برون در و در نیست
۳
وهم آینهٔ خلق به زنگارگرفته‌ستگر چشم‌گشایی مژه‌ات پیش نظر نیست
۴
طاث همه را در دم شمشیر نشانده‌ستتا سینه درین معرکه باقیست سپر نیست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth