شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌ادب بنیاد هستی عافیت دربار نیستغیرضبط خود شکست موج را معمارنیست
۲
هرکس‌اینجاسودخوددر چشم‌پوشی‌دیده استخودفروشان‌، عبرتی‌، آیینه در بازار نیست
۳
حرص‌خلقی رادرین‌محفل به‌مخموری‌گداختغیر چشم سیر، جام هیچکس سرشار نیست
۴
حسن و عشق آیینهٔ شهرت‌گرفت از اتفاقتا نباشد از دو سر محکم صدا در تار نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth