خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مبتذل صبح و شام تازگی آرنده نیستمسخرهٔ روزگار آنقدرش خنده نیست
۲
آینه در پیش گیر محرم تحقیق باشغیر ز خود رفتنت پیش تو آینده نیست
۳
وشت طور زمان لمعهٔ برق است وبسعلت کوریست گر چشم تو ترسنده نیست
۴
صافدلان فارغند شکوه ارهام چندگر دلت از خود پر است آینه شرمنده نیست
صفحهٔ ۱ از ۴