شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشتهر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت
۲
کس وحشتت از اسباب تعلق نپسندیددامن نشکستن چقدر چین جبین داشت
۳
از وهم مپرسید که اندیشهٔ هستی‌در خانهٔ خورشید مرا سایه‌نشین داشت
۴
هر تجربه‌کاری که درتن عرصه قدم زدسازدل جمع آن طرف ملک یقین داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth