خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در طلبت شب چه جنونها گذشتکز سر شمع آبلهٔ پا گذشت
۲
جهل، خرد پخت و به معموره ریختعقل جنون کرد و ز صحرا گذشت
۳
نقش نگین داشت کمال هوساسم بجا ماند و مسما گذشت
۴
خلق خیالات بر افلاک برداز سر این بام هواها گذشت
صفحهٔ ۱ از ۴