خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا عرقناک از چمن آن شوخ بیپروا گذشتموج خجلت سرو را چون قمری از بالا گذشت
۲
وای بر حال کمند نالههای نارساکان تغافلپیشه از معراج استغنا گذشت
۳
ما به چندین کاروان حسرتکمین رهبریمشمع در شبگیر دود دل عجب تنها گذشت
۴
محو دل شو تا توانی رستن از آفات دهرموج بی وصل گهر نتواند از دریا گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳