شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بعد از این باید سراغ من ز خاموشی گرفتداشتم نامی در این یاران فراموشی گرفت
۲
پردهٔ ناموس هستی بود آغوش کفناز نفس آیینه تنگ آمد نمدپوشی گرفت
۳
دوستان را ما و تو افکند دور از یکدگراین غبار آخر سر راه به همجوشی گرفت
۴
گر به این آهنگ جوشد نغمهٔ ساز وفاقصور خواهد چون طنین پشه سرگوشی گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth