خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگ گلش بهار خط از دور دید و رفتاین وحشی از خیال سیاهی رمید و رفت
۲
از صبح این چمن طربی چشم داشتیمآخر نفس بر آینهٔ ما دمید و رفت
۳
دیگر پیام ما بر جانان که میبرداشکی که داشتیم ز مژگان چکید و رفت
۴
چندین چمن فسرد به خون امید مارنگ حنا گلی که مپرسید چید و رفت
صفحهٔ ۱ از ۳