شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی مخموری عالم گلی از حسرت جامتزبان ها تا نگین ساغرکش خمیازه ی نامت
۲
که می‌داند حریف ساغر وصلت که خواهد شدکه ما پیمانه پرگردیم از سر جوش پیغامت
۳
به توفانخانه‌ی خورشید وصلت ره نمییابدز هستی تا گسستن نیست‌، نتوان بست احرامت
۴
کنون ‌کز پردهٔ رنگم به چندین جلوه عریانیچه مقدار آن قبای ناز تنگ آمد بر اندامت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth