شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانتچه سنگین بود یارب سایه‌ی دیوار مژگانت
۲
تحیر بر سراپای تو واکرده‌ست آغوشیکه چون طاووس نتوان دید بیرون گلستانت
۳
کدورت تا نچیند جوهر شمشیر استغنابه‌جای خون عرق می‌ریزد از زخم شهیدانت
۴
بهارت را فسون اختراعی بود مستوریقبای ناز چون گل کرد پیش از رنگ عریانت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth