خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی هنگامهٔ امکان، جنونساز غریبانتزمین و آسمان یک چاک دامن تا گریبانت
۲
کتاب معرفت سطری ز درس فهم مجهولتدو عالم آگهی تعبیری از خواب پریشانت
۳
کدامین راه و کو منزل، کجا میتازی ای غافلبه فکر دشت و در مُردی و در جیب است میدانت
۴
به انداز تغافل تا به کی خواهی جنون کردنغبار انگیخت از عالم به پای خفته جولانت
صفحهٔ ۱ از ۳