خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسزد به وضع فسردگی ز بهار دل مژه بستنتکه گداخت جوهر رنگ و بو به فشار غنچه نشستنت
۲
مکش ای حباب بقا هوس، الم ستمگری نفسچقدر گره به دل افکند خم و پیچ رشته گسستنت
۳
به تکلف قدح هوس سر وبرگ حوصله باختینرسیده نشئهٔ همتی ز ترنگ ذوق شکستنت
۴
چه نمود فرصت بیش وکمکه رمیدی از چمن عدمننشست رنگ تاملی چوشراربرزخ جستنت
صفحهٔ ۱ از ۲