خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نتوان برد زآینهٔ ما رنگ حدوثشیشهایداشت قدمآمده بر سنگ حدوث
۲
نیست تمهید خزان در چمن دهر امروزبر قدیم است زهم ریختن رنگ حدوث
۳
سیر بال و پر اوهام بهشت است اینجاهمه طاووس خیالیم ز نیرنگ حدوث
۴
بحر و آسودگی امواج و تپشفرساییاینک آیینهٔ صلح قدم و جنگ حدوث
صفحهٔ ۱ از ۳