شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از کواکب گل فشاند چرخ در دامان صبحآفتاب آیینه ‌کارد در ره جولان صبح
۲
باطن پیران فروغ‌آباد چندین آگهی‌ستفیض دارد گوهری ازگنج بی‌پایان صبح
۳
نور صاحب‌رونق از گرد کساد ظلمت استکفر شب از کهنگیها تازه‌ کرد ایمان صبح
۴
گاه خاموشی نفس آیینه‌ی دل می‌شودسود خورشید است هرجا گل‌ کند نقصان صبح
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth