شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم از فیض جنون آماد شد سامان صبحمی‌دهد چاک گریبان در کفم دامان صبح‌
۲
از گداز پیکرم تعمیر امکان کرده اندآسمان دودی‌ست از خاکستر تابان صبح
۳
فتح باب فیض در رفع توهّم خفته استاز شکست رنگ شب وامی‌شود مژگان صبح
۴
در جنون وضع‌ گریبانم تماشا کردنی‌ستهمچو زخم‌ دل نمک دارد لب خندان صبح
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth