خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل فتح و دست فتح و نظر فتح و کار فتحگلجوش هر نفس زدنت صدهزار فتح
۲
دستت به بازوی نسب مرتضی قویتیغ تو را همین حسب ذوالفقار فتح
۳
یک غنچه غیر گل نتوان یافت تا ابددر گلشنی که کرد حقش آبیار فتح
۴
گردون چو زخم کهنه کند چارپارهاشگر با دل عدوی تو سازد دچار فتح
صفحهٔ ۱ از ۳