خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موی پیری بست بر طبع حسد تخمیر صلحداد خون را با صفا آیینهدار شیر صلح
۲
آخر از وضع جنون عذر علایق خواستمکرد با عریانی ما خار دامنگیر صلح
۳
زین تفنگ و تیر پرخاشی که دارد جهل خلقنیست ممکن تا نیارد در میان شمشیر صلح
۴
مطلب نایاب ما را دشمنی آرام کردبا خموشی مشکل است ازآه بیتاثیر صلح
صفحهٔ ۱ از ۳