شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عرق‌،‌گلبرگ حسنت یک دوشبنم آب دادخانهٔ خورشید رخت ناز بر سیلاب داد
۲
کس به ضبط دل چه پردازد که عرض جلوه اتحیرت آیینه را هم جوهر سیماب داد
۳
در محبت غافل از آداب نتوان زبستنحسن‌ گوش حلقه‌های زلف را هم تاب داد
۴
نرگس مست بتان را وانکرد از خواب نازآنکه عاشق را چو شبنم دیده بیخواب داد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth