شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیل غمی‌ که داد جهان خراب دادخاکم به باد داد به رنگی ‌که آب داد
۲
راحت درین بساط جنون‌خیز مشکلستمخمل اگر شوی نتوان تن به خواب داد
۳
یارب چه مشربم‌ که درین شعله انجمنگردون می‌ام به ساغر اشک کباب داد
۴
اینست اگر شمار تب و تاب زندگیامروز می‌توان به قیامت حساب داد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth