خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو به حال من گر نیم نظر خنددخارم به چمن نازد عیبم به هنر خندد
۲
تا چند بر آن عارض بر رغم نگاه مناز حلقهٔ گیسویت گل های نظر خندد
۳
در کشور مشتاقان بیپرتو دیدارتخورشید چرا تابد بهر چه سحرخندد
۴
دل میچکد از چشمم چون ابر اگر گریمجان میدمد از لعلت چون برق اگر خندد
صفحهٔ ۱ از ۳