شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل لب او یکدم بر حالم اگر خنددتا حشر غبار من بر آب‌گهر خندد
۲
بی‌جلوهٔ او تا چند از سیرگل و شبنماشکم ز نظر جوشد داغم به جگر خندد
۳
یک خندهٔ او برق بنیاد دو عالم شددیگر چه بلا ریزد گر بار دگر خندد
۴
جوش چمن از خجلت در غنچه نفس دزددآنجا که ‌گل داغم از آه سحر خندد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth