خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر معشوق بیمهر است وگر عاشق وفا داردتماشا مفت دیدنها محبت رنگها دارد
۲
شرار کاغذ ما خندهٔ دندان نما داردطربها وقف بیتابی که آهنگ فنا دارد
۳
به واماندن نکردم قطع امید ز خود رفتنشکست بال اگر پرواز گمکرده صدا دارد
۴
ز بس مطلوب هر کس بی طلب آماده است اینجااجابت انفعال از شوخی دست دعا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳