خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرصت آن نیست که مرگش ز هوس وادارددرکفن نیز همان دامن دنیا دارد
۲
زین چمن برگ گلی نیست نگرداند رنگباخبر باش که امروز تو فردا دارد
۳
همه از جلوه به انداز تغافل زدهایمآنچه نادیده توان دید تماشا دارد
۴
جاده در دامن صحرای ملامت چاکیستکه سر بخیه ز نقش قدم ما دارد
صفحهٔ ۱ از ۳