شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رگ گل آستین شوخی کمین صید ما داردکه زیر سنگ دست از سایهٔ برگ حنا دارد
۲
اگر در عرض خویش آیینه‌ام عاریست معذورمکه عمری شد خیال او مرا از من جدا دارد
۳
نگردد سابهٔ بال هما دام فریب منهنوزم استخوان جوهر ز نقش بوریا دارد
۴
به رنگ سایه‌ام عبرت‌نمای چشم مغرورانمرا هر کس ‌که می‌بیند نگاهی زیر پا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth