شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۵۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌امپیش من نه دیده‌اش را کامتحان دیده‌ام
۲
چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کردمن پس گوش از خجالت تا سحر خاریده‌ام
۳
گرچه او عیار و مکار است گرد خویشتناز میان رخت او من نقدها دزدیده‌ام
۴
پای از دزدی کشیدم چونک دست از کار شدزانک دزدی دزدتر از خویشتن بشنیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth