خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتار رسوم اندیشهٔ آرام کم داردعقاید آنچه دارد خدمت دیر و حرم دارد
۲
دماغ آرمیدن نیست با گل، شبنم ما رادر این آیینه گر آبیست چون تمثال رم دارد
۳
از این صحرای وحشت چون شرر دیگر چه بردارمهمه گر سر توان برداشتن حکم قدم دارد
۴
خرد را از بساط میپرستان نیست جان بردنکه هر ساغر ز موج می به کف تیغی علم دارد
صفحهٔ ۱ از ۳