خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگو این نسخه طور معنیی یک دستکم داردتو خارج نغمهای ساز سخن صد زیر و بم دارد
۲
صلای عام میآید بهگوش از ساز این محفلقدح بحرکدا چیدهست و جام از بهر جم دارد
۳
ادب هرجا معینکرده نزل خدمت پیرانرعایتکردگان رغبت اطفال هم دارد
۴
زیان را سود دانستمکدورت را صفا دیدمسواد نسخهٔ کمفرصتان خط در عدم دارد
صفحهٔ ۱ از ۳