خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر آه و گلستان نکهت و بلبل فغان داردجهانی سوی بیرنگی ز حسرت کاروان دارد
۲
تأمل گر کنی هر کس به رنگی رفته است از خودتپشهایی که دارد بحر، گوهر هم همان دارد
۳
نپنداری عبث بر دامن هر ذره میپیچمجهان را گرد مجنون محمل لیلی گمان دارد
۴
دبستان ادب را آن نزاکت فهم اسرارمکه طفل اشک من در خامشی درس روان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳