شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فنا کی شغل سودای محبت را زیان داردسری دارم‌که تا خاک هوای اوست جان دارد
۲
دم نایی‌ست افسون نوای هستی‌ام ورنههنوزم نالهٔ نی در نیستان آشیان دارد
۳
به سودایت چنان زارم‌ که با صد ناله بیتابیتنم در پیرهن تحریک نبض ناتوان دارد
۴
به روزبینوایی هیچکس ما را نمی‌پرسدمگر داغت‌ که دستی بر دل این بیکسان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth