خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خیال زنده بودن هوس بقا نداردچو حباب جرم مینا سر ما هوا ندارد
۲
سحر چهگلستانیمکه به حکم بینشانیگل رنگ، راه بویی به دماغ ما ندارد
۳
به رموز خلوت دل، من و محرمی چه حرف استکه نفس به آن تقرب پس پرده جا ندارد
۴
دل مرده غافل افتد ز مآل کار هستیسر زندهای ندارد که غم فنا ندارد
صفحهٔ ۱ از ۴