شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنجاکه خیالت ز تمناگله دارداندیشه اگر خون نشود حوصله دارد
۲
چشمم ز هماغوشی مژگان گله دارداین ساغر حیرت صفت آبله دارد
۳
شمشادقدان را به گلستان خرامتموج عرق شرم به پا سلسله دارد
۴
ای زاهد اگر شعلهٔ آهی به دلت نیستبی‌تیر،‌ کمان تو چه سود از چله دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth