خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بییأس دل از هرچه ندارد گله داردناسودن دست تو هزار آبله دارد
۲
محملکش مجنونروشان بی سر و پاییستاین قافلهٔ اشک عجب راحله دارد
۳
از عالم نیرنگ املِ هیچِ مپرسیدآفاق، شرر فرصت و زاهد چله دارد
۴
از خار کند شکوه گل آبلهٔ منآیینه گر از شوخی جوهر گله دارد
صفحهٔ ۱ از ۳