خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفس را شور دل از عافیت بیگانهای داردز راحت دم مزن زنجیر ما دیوانهای دارد
۲
غبارم در عدم هم میتپد گرد سر نازیچراغم خامش است اما پر پروانهای دارد
۳
تعلق باعث جمعیت است اجزای امکان راقفس در عالم آشفتهبالی شانهای دارد
۴
چه سوداها که شورش نیست در مغز تهیدستانجنونگنج است و وضع مفلسی ویرانهای دارد
صفحهٔ ۱ از ۳