شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی داردکه همچون مو خط پیشانی‌ام بالیدنی دارد
۲
خیال توست دل را ساغر تکلیف معشوقیز پهلوی جمال آیینه‌ام نازیدنی دارد
۳
چه سحر است اینکه دیدم در نیستان از لب ناییگره هرچند لب بندد نوا بالیدنی دارد
۴
ز سیر لفظ و معنی غافلم لیک اینقدر دانمکه‌گرد هرکه‌ گردد گرد دل‌گردیدنی‌ دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth