خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآردجنونی انشا کند تحیر که عالمی را ز من برآرد
۲
خیال هر چند پر فشاند ز عالم دل برون نراندچه ممکن است اینکه سعی وحشت به غربتم از وطن برآرد
۳
نرست تخمی در این گلستان که نوبهاری نکرد سامانهوای رنگ گلت ز خاکم اگر برآرد چمن برآرد
۴
ندارد از طبع ما فسردن به غیر پرواز پیش بردنکه رنگ عاشق چو پیکر صبح پری به قدر شکن برآرد
صفحهٔ ۱ از ۴