خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ناموس عالم عین اندیشهٔ سوا بردآیینهداری وهم از چشم ما حیا برد
۲
راحت به ملک غفلت بنیاد بیخلل داشتمژگانگشودن آخر سیلی شد و ز جا برد
۳
دوری فسون وهم است اما چه میتوانکردروبی به خاطرآمد ما را زیاد ما برد
۴
این دشت بیسر و بن غول دگر نداردما را ز راه تحقیق آواز آشنا برد
صفحهٔ ۱ از ۴