خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکستری نماند ز ما تا هوا برددیگر کسی چه صرفه ز تاراج ما برد
۲
نقش مراد مفت حریفی کزین بساطچون شعله رنگ بازد و داغ وفا برد
۳
آسوده جبههای که درین معبد هوسچون شمع سجده بر اثر نقش پا برد
۴
آخر به درد و داغگرهگشت پیکرمصد گوی اشک یک مژه چوگان کجا برد
صفحهٔ ۱ از ۳