شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهار می‌رود و گل ز باغ می‌گذردپیاله ‌گیر که فصل دماغ می‌گذرد
۲
نوای بلبل و آواز خندهٔ ‌گلهابه دوش عبرت بانگ‌کلاغ می‌گذرد
۳
کدورتی‌که ز اسباب چیده‌ای بر دلسیاهیی است‌که آخر ز داغ می‌گذرد
۴
به جستجوی چه مطلب شکسته‌ای دامنغبار خود بهم آور سراغ می‌گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth