شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۵۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایملاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پاره‌ایم
۲
تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیربی‌رخ خورشید ما می دانک ما آواره‌ایم
۳
الصلا ای عاشقان‌هان الصلا این کاریانباده کاری است این جا زانک ما این کاره‌ایم
۴
هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسدکالصلا بیچارگان ما عاشقان را چاره‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth