خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیم
۲
جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستندما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم
۳
ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیمساعتی زیر درختش میوه می افشاندیم
۴
ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثارساعتی از شکر او ما مگس می راندیم
صفحهٔ ۱ از ۲