شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چوگوهر قطره‌ام تاکی به آب افتدکه برخیزدزمانی‌ کاش در پای حباب افتد که برخیزد
۲
جهانی‌گشت از نامحرمی پامال افسردنبه ‌فکر خود کسی‌ زین‌ شیخ و شاب ‌افتد که برخیزد
۳
به اقبال فنا هم ننگ دارد فطرت از دونانمبادا سایه‌ای در آفتاب افتد که برخیزد
۴
ز تقوا دامن عزلت‌گرفت وخاک شد زاهدمگر چون شور مستی درشراب افتدکه برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth