خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو شمع از ساز من دیگرکدام آهنگ برخیزدجبین بر خاک مالد گر ز رویم رنگ برخیزد
۲
مژه واکردن آسان نیست زبن خوابی که من دارمز صیقل آینه پاها خورد تا زنگ برخیزد
۳
جهان ما و من ناموسگاه وهم میباشدچه امکان است از اینجا رسم نام و ننگ برخیزد
۴
غرورش را بساط عجز ما آموخت رعناییکه آتش در نیستان چون فتد آهنگ برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳