خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار حیرتست اینجا نهگل نی جام میخیزدز هستی تا عدم یک دیدهٔ بادام میخیزد
۲
خروش فتنه زان چشم جنون آشام میخیزدکه جوش الامان از جان خاص و عام میخیزد
۳
دلیل شوق نیرنگ تماشای که شد یاربکه آب از آینه چون اشک بیآرام میخیزد
۴
چه امکانست صید خاکساران فنا کردنبه راه انتظار ما غبار از دام میخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳