خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به این ضعفی که جسم زارم از بستر نمیخیزداگر بر خاک میافتد نگاهم برنمیخیزد
۲
غبار ناتوانم با ضعیفی بستهام عهدیهمهگر تا فلک بالم سرم زین در نمیخیزد
۳
نفسعمریستاز دلمیکشد دامنچهنازست اینغبار از سنگ اگر خیزد به این لنگر نمیخیزد
۴
به وحشت دیدهام جون شمع تدبیر گران خوابیکزین محفل قدم تا برندارم سر نمیخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳