شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشئه دودی است‌ که از آتش می می‌خیزدنغمه گردی‌ست که ازکوچهٔ نی می‌خیزد
۲
از لب نو خط او گر سخن ایجادکنمجام را مو به تن از موجهٔ می می‌خیزد
۳
پیرگشتی ز اثرهای امل عبرت‌گیرازکمان بهر شکستن رگ وپی می‌خیزد
۴
پیشتاز است خروس نفس از وحشت عمرگرد جولان همه را گرچه ز پی می‌خیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth