خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چاک کسوت فقرم رنگ خنده میریزدبخیه بیبهاری نیست گل ز ژنده میریزد
۲
در دماغ پروانه بال میزند اشکمقطرههای این باران پر تپنده میریزد
۳
در عدم هم اجزایم دستگاه زنهاری ستاین غبار بر هر خاک خط کشنده می ریزد
۴
ریشه در هوا داربم تاکجا هوس کاریمدانهٔ شرر در خاک نارسنده میریزد
صفحهٔ ۱ از ۳