شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزدمژه می ا‌فشرم آیینه برون می‌ریزد
۲
هرکجا می‌گذری‌گرد پر طاووس استنقش پایت چقدر بوقلمون می‌ریزد
۳
چه اثر داشت دم تیغ جفایت‌که هسنوزکلک تصویر شهیدان تو خون می‌ریزد
۴
عبرت از وضع جهان‌گیر که شخص اقبالآبرو بر در هر سفلهٔ دون می‌ریزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth