خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم از شرم سجود امشب عرق بیتاب شدلآستان او به یاد آمد جبیبم آب شد
۲
تا قیامت برنمیآیم ز شرم ناکسیداشتم گرد سرش گردیدنی گرداب شد
۳
عجز بردیم و قبول بار رحمت بافتیمآنچه اینجا کاسد ما بود آنجا باب شد
۴
حرص پهلوها تهیکرد ازحضور بوریادر خیالخوب مخمل عالمی بیخواب شد
صفحهٔ ۱ از ۳