خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقطهٔ دلگرد خودگشت و خط پرگار شدگردش این سبحه تا هموار شد زنار شد
۲
ساز استعداد این محفل تحیر نغمه بودقلقل مینا به طبع زاهد استغفار شد
۳
صفحهای در یاد آن برق نگاه آتش زدمشوخی یک نرگسستان چشمکم بیدار شد
۴
زان لب خندان به خاکم آرزوها خفته استچون سحر خواهد غبار من تبسم زار شد
صفحهٔ ۱ از ۴